نویسنده: وحید
ساعت: 22:31
تاریخ: یکشنبه 26 آبان1387
تو یعنی گونه های غنچه ای رابه رسم مهربانی ناز کردنتو یعنی کوچه باغ آرزو رابه روی گام یاسی باز کردنتو یعنی جستجوی آبی عشق تو یعنی فصل پاک پونه بودن تو یعنی وسعتی تا بی نهایتتو یعنی نغمه موزون بارانتو یعنی تا ابد آیینه بودنبرای خاطر دلهای یاران تو یعنی مثل شبنم عاشقانهگلوی یاس ها را تازه کردن تو یعنی بی ریا چون یاس بودنو یا به شهر شبنم ها رسیدنتو یعنی غصه های زرد دل رابه رنگ نقره مهتاب کردن تو را آن قدر در دل می سرایمکه دل یعنی ترا زیبا سرودنفدای تو شقایق احساس و رویای بی آغاز سرودن
نویسنده: وحید
ساعت: 23:0
تاریخ: یکشنبه 12 آبان1387
** **
سلام
با عرض پوزش ، طبق معمول بازهم مشکلات سرویس دهنده های اینترنتی ؛ که این بار گریبان گیر قالب وبلاگم شد که از سایت پارس تم بود و به همین خاطر وبلاگم مشکل پیدا کرد ؛
فعلا قالب وبلاگ رو عوض کردم تا بعد بگردم ، یه قالب بهتر پیدا کنم. بازم معذرت...
انشااله سالم باشید
** **
نویسنده: وحید
ساعت: 21:59
تاریخ: چهارشنبه 8 آبان1387

به که باید دل داد؟ به که باید پیوست؟
وبه چشمان که باید خندید؟
به نسیم گذرا به گل اطلسی
ویاس سفید به کبوترحرم یا به مهتاب خدا؟
به که باید پیوست؟
به عبورگل سرخ یا به تکرار نگاه
یا صدای نفس چلچله ها ؟
یا به یک برگ خزان دیده سرد؟
به که باید دل داد؟
به یکی مرد بزرگ
یا به یک کودک شیطان و شرور
یا به یک نغمه ی شاد؟
به که باید پیوست؟
به یکی رود زلال
یا به یک رشته پیچیده کوه
یا به یک کوچ پر از عشق پرستوی قشنگ؟
به که باید خندید؟
به نگاه تر یک پروانه
یا به یک شعله ی مست؟

نویسنده: وحید
ساعت: 13:47
تاریخ: جمعه 3 آبان1387