تبليغاتX
♥٭فصل​بارونی٭♥



♥٭فصل​بارونی٭♥







تـ و ضـ یـ حـ ا ت


به تو ميرسم دوباره...
vahid_hi2006@yahoo.com

 

  ا مـ کـ ا نـ ا ت 
صفحه ی اول
پست الکترونیک

     آ ر شـ یـ و    
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386

  لـ یـ نـ ک هـ ا  
اقـلیم وجود
پهلوان خورشید
عشق تمام رویای من است
پر از عشق
آواز ققنوس
گل باقــــالی
رنــگ بــــاران
باران عــشق
دل من و دل تو
لیلـی عاشق
اشکی از جنس خدا
لادن صحرایی
بردي از يادم
من خورشیدم
شب بارونی
جوجو عاشق
نوشته های یه دختر خطرناک
تا تو هستی
وبلاگ فارسی نوال
دیباچه دل
باران عشق
ســـایه
تنهای تنها
یاس بارونی
طلسم تنهایی
صوفی
استاد علیرضا افتخاری
حنجره طلايی
مــــن
قروقاطي
نفس ها در سینه حبس
وبلاگ شخصی من
جزیره​ی بارونی
-----------------------------------------
ما تماس با ما

   قـ ا لـ ب    از   
نازنین

  RSS 2.0  



گلی از شاخه اگر می چینیم

برگ برگش نکنیم

و به بادش ندهیم

  لااقل لای کتاب دلمان بگذاریم

و شبی چند از آن را

هی بخوانیم و ببوسیم و معطر بشویم

 شاید از باغچه کوچک اندیشه مان گل روید ...



يك نفر هست كه از پنجره‌ها
نرم و آهسته مرامي‌خواند
گرمي لهجه باراني او
تا ابد توي دلم مي‌ماند

يك نفر هست كه درپرده شب
طرح لبخند سپيدش پيداست‌
مثل لحظات خوش كودكي‌ام‌
پر ز عطر نفس شب‌بوهاست‌

يك نفر هست كه چون چلچله‌ها
روز و شب شيفته پرواز است
توي چشمش چمني از احساس
توي دستش سبد آواز است

يك نفر هست كه يادش هر روز
چون گلي توي دلم مي‌رويد
آسمان، باد، كبوتر، باران‌
قصه‌اش را به زمين مي‌گويد



نویسنده: وحید
ساعت: 13:33
تاریخ:
یکشنبه 23 تیر1387

   



بازهم شب آرزوها رسید.

شبی که می‌گویند هر آرزویی داشته باشی برآورده می‌شود.

اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائك بر زمین نزول می كنند.
برای این شب عملی از رسول خدا صلی الله علیه و آله ذكر شده است
 كه فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:




روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن - روزه گرفته شود.
چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود
 كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد،
 سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود.
و چون دوازده ركعت به اتمام رسید،
 هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود.
پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود.
 پس از سر برداشتن از سجده،
هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود.
 دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود.
در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود.
 ان شاء الله به استجابت می رسد.




پیامبر اكرم صلوات الله علیه در فضیلت این نماز می فرماید:
كسی كه این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال
 ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد.
 پس او به آن فرد می‌گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختی نجات یافتی.
میّت می‌پرسد تو كیستی؟ به خدا سوگند
كه من صورتی زیباتر از تو ندیده‌ام و كلامی شیرین تر از كلام تو نشنیده‌ام
و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده‌ام.
 آن زیباروی پاسخ می‌دهد: من ثواب آن نمازی هستم
كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی.
 امشب به نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهایی تو باشم
 و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود
و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افكند.




ریشه کلمه الرغائب رغبه هست و لیلة الرغائب شبی است

که رغبت انسان به سوی پروردگار اوج می گیره و بندگان با بهره گیری از این شب

خودشونو برای ورود به فصل نیایش یعنی ماه‌های مبارک شعبان و رمضان آماده می کنند.

میل به عبادت در لیلة الرغائب در وجود انسان تثبیت می‌شه

و از بهترین اعمال در این روز، روزه گرفتن و شب را به عبادت گذراندن است.

با آرزوی بهترین آرزوها برای همه ی عزیزان
امید به رسیدن به آرزوهایی که به صلاحتونه

*التماس دعا*


نویسنده: وحید
ساعت: 12:12
تاریخ:
پنجشنبه 20 تیر1387

   


همه می پرسند:
چیست در زمزمه مبهم آب؟
چیست در همهمه دلکش برگ؟
چیست در بازی آن ابر سپید،
روی این آبی آرام بلند،
که ترا می برد این گونه به ژرفای خیال؟ 
چیست در خلوت خاموش کبوتر ها؟
چیست درکوشش بی حاصل موج؟
چیست درخنده جام؟
که تو چندین ساعت
مات و مبهوت بدان می نگری؟ 
نه به باد،
نه به آب ،
نه به برگ،
نه به این آبی آرام بلند،
نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام،
نه به این خلوت خاموش کبوترها،
من به این جمله نمی اندیشم!

به تو می اندیشم!
ای سرا پا همه خوبی، تک و تنها به تو می اندیشم!
همه وقت،همه جا،
من به هر حال که باشم به تو می اندیشم!
تو بدان این را تنها تو بدان،
تو بیا! توبمان با من تنها تو بمان.
جای مهتاب به تاریکی مهتاب تو بتاب!
من فدای تو به جای همه گلها تو بخند!
اینک این من که به پای تو در افتادم باز
ریسمانی کن از آن موی دراز،
تو بگیر!
تو ببند!
تو بخواه!
پاسخ چلچله ها را تو بگو.
قصه ابر هوا را تو بخوان!
توبمان با من تنها تو بمان!
در دل ساغر هستی تو بجوش!
من ، همین یک نفس از جرعه جانم باقیست!
آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش!



چشمام بسته است
جهانم شکل خوابه
عذابه ، اضطرابه
روبروم دیواری از مه
دیواری از سنگ

بگو بیهوده نیست
فاصله ی آب و سراب
بگو سپیدی کاغذ بیهوده نیست
بگو از کوچ پراکنده
فقط کابوس و تنهایی

بگو خواب بود هرچی که دیدم
افسانه بود هرچی شنیدم
نگاه کن شوق دل زدن به دریا
برآن شد مرگ تدریجی رویا




نویسنده: وحید
ساعت: 14:20
تاریخ:
پنجشنبه 13 تیر1387

   



من و دل آمده بودیم به مهمانی تو


هر دو لبریز غزل غرق گل افشانی تو


دلکم عرض ادب کرد و همان گوشه نشست


من همه محو دل و او همه حیرانی تو


شب شعری که به پا بود در آن صبح لطیف


برد ما را به تب خیس و غزلخوانی تو


من دچار تو شدم وقتی نگاهم کردی


دل گرفتار همان موسم بارانی تو


چشم تو خلوت خوبی است اگر بگذارند


من و دل زائر آن معبد روحانی تو


روزی سرشار تر از حس شکفتن در باد


روز آغاز من و خلوت عرفانی تو

آسمان نیز ورق خورد همان روز که باز


من و دل آمده بودیم به مهمانی تو


 


بیا تا لیلی و مجنون شویم، افسانه اش با من

بیا با من به شهر عشق رو کن، خانه اش با من

بیا تا سر به روی شانه هم راز دل گوئیم

 اگر مویت چو روزم شد پریشان، شانه اش با من

سلام ای غم، سلام ای آشنای مهربان دل

پر پرواز وا کن چون پرستو، لانه اش با من

مگو دیوانه کو؟ زنجیر گیسو را ز هم وا کن

دل دیوانه دیوانه دیوانه اش با من

در این دنیای وانفسای حسرت زای بی فردا



نویسنده: وحید
ساعت: 13:37
تاریخ:
پنجشنبه 6 تیر1387

   


میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه الزهرا(س) مبارک باد





نمیدانم آنزمان که خدا بهشت را می آفرید

٬من بودم یا نه ؟ !

نمیدانم آن لحظه ایکه فردوس برین ٬

فرش قدومت شد ٬ من بودم یا نه ؟ !

نمیدانم آن دقایق که صدف عشق را در دل٬

و تاج عاطفه را بر سر می نهادندت٬ من بودم یا نه ؟ !

فقط دانم که حال هستم. زنده و سرفراز٬

که خاضعانه و عاشقانه تو را میپرستد...

تا همیشه جاودان باشی ٬ مادرم !...



روز مادر مبارک


نویسنده: وحید
ساعت: 12:11
تاریخ:
سه شنبه 4 تیر1387

   


JavaScript Codes داغ کن - کلوب دات کام