زندگی یک آرزوی دور نیست
زندگی یک جست و جوی کور نیست
زیستن درپیله پروانه چیست؟
زندگی کن ، زندگی افسانه نیست
دریا صدایت می زند! گوش کن
هر چه نا پیدا، صدایت می زند
جنگل خاموش می داند تو را
با صدایی سبز می خواند تو را
زیر باران آتشی در جان توست
قمری تنها در پی دستان توست
پیله پروانه از دنیا جداست
زندگی یک مقصد بی انتهاست
هیچ جایی انتهای راه نیست
این تمامش ماجرای زندگیست

خسته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاري
شوق پرواز مجازي ، بالهاي استعاري
لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بايگاني،زندگي هاي اداري
آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي رو به پايين
سقفهاي سرد و سنگين ، آسمانهاي اجاري
با نگاهي سر شکسته،چشمهايي پينه بسته
خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري
صندلي هاي خميده،ميزهاي صف کشيده
خنده هاي لب پريده ، گريه هاي اختياري
عصر جدول هاي خالي، پارک هاي اين حوالي
پرسه هاي بي خيالي، نيمکت هاي خماري
رو نوشت روزها را،روي هم سنجاق کردم:
شنبه هاي بي پناهي ، جمعه هاي بي قراري
عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزي ، باد خواهد برد باري
روي ميز خالي من، صفحه ي باز حوادث
در ستون تسليتها ، نامي از ما يادگاري

شب را نوشيدهام
وبر اين شاخههاي شكسته ميگريم
مرا تنها گذار
اي چشم تبدار سرگردان!
مرا با رنج بودن تنها گذار

از بین تمامی کسا نی که برای دعای باران به کوه میروند تنها
کسانی که با خود چتر دارند به وجود خدا اعتقاد دارند...
ساعت:
تاریخ: هشتم بهمن 1386

