نمیدونم یادآوری روز تولد خوبه یا نه؟
اما اگه یاد آوریش نکنی حداقل میفهمی کی واقعا به یادته و مهمه براش که امروز تولد تو هست...
۲۲ سال است که خدای مهربون به من عمر داده و نعمتهاشو بی دریغ در اختیارم گذاشته.
تو این سالها روزهای خوشی و غم و بدی زیاد بود ... اما امسال شاید غمهام بیشتر از شادی هام بود... اما حکمتشو شکر که هم غم و هم شادیش منو به کمال نزدیک تر کرد...
منو از دعاهاتون بی نصیب نذارین...

یه آپدیت تقریبا شاد هم کردم...امیدوارم خوشتون بیاد...
قربان مهربونیتون
![]()
این بار هم تو را می یابم
در هیاهوی یک التهاب ناب
که صداقت را معنا می کند
تو را آغاز می کنم
به روی برگهای سپید
تا برگهای دفتر زندگییم
آرام ،آرام از روح ترانه هایت لبریز شوند
باز می گردم به آغاز
به ابتدای نگاه تو
به اوج احساسهای بی نشان
دوست داشتن
رمزی برای رهایی از تکرار است
دوست د اشتن
رسیدن به اوج جاودانگی باورهای ماست

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید اینست
که در افسون گل سرخ شناور باشیم...
کار ما شاید اینست
که میان گل نیلوفر و قرن
پی آواز حقیقت باشی

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقتیست که شبها به تو می اندیشم
شبحی چند شب است آفت جانم شده
است اول اسم کسی ورد زبانم شده است
در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است
یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش
می توان یک شبه پی برد به دلدادگی اش
حتم دارم که تویی آن شبح آئینه پوش
عاشقی جرم قشنگی است به انکار مکوش

زندگي رسم خوشايندي است
زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ
پرشي دارد اندازه عشق
زندگي چيزي نيست که لب طاقچه عادت از ياد منو تو برود
زندگي جزبه دستي است که ميچيند
زندگي نوبر انجير سياه در دهان گس تابستان است
زندگي بعد درخت است به چشم حشره
زندگي تجربه شب پره در تاريکي است
زندگي حس غريبي است که يک مرغ مهاجر دارد
زندگي سوت قطاري است که در خواب پلي ميپيچد
زندگي ديدن يک باغچه از شيشه مسدود هواپيماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهايي ((ماه))
فکر بو ييدن گل در کره اي ديگر
زندگي شستن يک بشقاب است
زندگي يافتن سکه ده شاهي در جوي خيابان است
زندگي مجذور آينه است
زندگي گل به توان ابديت
زندگي ضرب زمين در ضربان دلها
زندگي هندسه ساده و يکسان نفسهاست

ساعت:
تاریخ: بیست و ششم آذر 1386

