چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهاييست
ببين مرگ مرا در خويش كه مرگ من تماشاييست
مرا در اوج ميخواهي تماشا كن تماشا كن
دروغين بودمت ديروزمرا امروز تماشا كن
در اين دنيا كه حتي ابر هم نمي گريد به حال ما
همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين تنها

آخر چگونه می توان در این دنیا زندگی کرد ؟![]()
دنیایی که در آن آدم ها روزی چندین بار عاشق می شوند![]()
دنیایی که در آن عشق را تنها در ویترین کتابفروشی ها می توان یافت![]()
دنیایی که در آن محبت وصداقت مرده و جای آن ها را بی وفایی و دروغ گرفته ![]()
دنیایی که در آن دروغ عادت ، بی وفایی قانون ، و دل شکستن سنت است ![]()
دنیایی که در آن عشق را باید به بها خرید![]()

عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري
دل به هرکس دادم او زد به قلبم خنجري
من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم
شر م دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام
![]()
الهی قسم برشکوه جهانت
الهی قسم بر مه و کهکشانت
جانم رها کن دردم دوا کن
خدایا خدایا
بی همزبانم سیر ازجهانم
این جسم سوزان سوزد روانم
بر من چه دادی جز بی نوایی
در دل نهادی داغ جدایی
گذشته عمرم با خیال تو
آشنای من کو خدایا کو
پر شد جهانت از درد و ماتم
هفت آسمانت شد تیره از غم
چو مرغی تنها رو کنم هر سو
همنوای من کو خدایا کو!!
بی همزبانم سیر از جهانم
این جسم سوزان سوزد روانم
تب غم گرفته زمین و زمان را
از این بی صفایی رها کن جهان را
غبار جدایی نشسته به دلها
سبوی محبت شکسته خدایا!

راز دل با كس نگفتم چون ندارم محرمي
هر كه را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم
راز دل با آب گفتم تا نگويد با كسي
عاقبت ورد زبان ماهي دريا شدم
![]()
گريه هام و نمي بيني
غصه هام و نميدوني
فرياد قلب زخميم و از تو چشام نمي خوني
فرقي برات نميكنه كه من بمونم يا برم
حتي دلت نمي سوزه كه
كه پيشه چشمات بميرم
انقده دل شكسته ام
از اين زمونه خسته ام
تو از پيشم رفتي و من
هنوز به پات نشسته ام

زندگي گل زردي است به نام غم
فرياد سياهي است به نام آه
رشته کوهي است به نام آرزو
و رودخانه اي است به نام عشق
که به درياي صفا مي ريزد
زندگي يعني عشق، محبت، اميد و آرزو
که در آخر به بياباني به نام وداع منتهي مي شود
ساعت:
تاریخ: سوم آذر 1386

