تبليغاتX
☆ஜ فـصل بارونـی ஜ☆



☆ஜ فـصل بارونـی ஜ☆







تـ و ضـ یـ حـ ا ت


مهم نيست كه قشنگ باشي
قشنگ اينه كه مهم باشي
حتي براي يه نفر...

 

  ا مـ کـ ا نـ ا ت 
صفحه ی اول
پست الکترونیک

     آ ر شـ یـ و    
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386

  لـ یـ نـ ک هـ ا  
ღ♥اقلیم وجود♥ღ فــرزانه جان
خستـــه ام...
پهلوان خورشید
باران عشق
پروانه وار
عاشق
عشق یک طرفه
عماد خان
آقا محمدرضا
نســــیم خانم
زهرا خانم
آقا هادی
وبلاگ فارسی نوال الزغبی
آخرین نفس
باران عشق
مهسا خانم
لیلی عاشق
آقا رضا
هنگامه خانم
رویا خانم
سارا خانم
شاید بشه
اشکی از جنس خدا
لادن صحرایی
ريتم عشق
نیلوفر خانم
ماریا خانم
هدا خانم
مست و تنها
صابر خان
آقا مهدی
رکسانا
بهار خانم
آرزو خانم
شهر عشق
موزیک جدید
محبوبه خانم
تنهـــا
آقا مجید عجرم
یاس کبود
مریم خانم
پسر دندون طلا
مهسا کوچولو
مسافر راه عشق
آریایی
بردي از يادم
سارا خانم
غزل خانم
فرزندان سکوت
شب بارونی
جوجو عاشق
انتظار بی پایان
نوشته های یه دختر خطرناک
تا تو هستی
الهه عشق
من پذیرفتم که عشق افسانه است
ستاره خاموش
بهـاره
رنگ بــاران
دیباچه ی دل

   قـ ا لـ ب    از   
نازنین
www.Naazanin.Com

  RSS 2.0  



دوست داشتن از عشق برتر است عشق یک جوشش کور است و پیوندی از

سر نابینایی اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. 

عشق در غالب دل ها درشکل ها و رنگ های تقریبا مشابهی ، متجلی می شود و
 
دارای صفات و حالات و مظاهرمشترکی است، اما دوست داشتن در هر روحی
 
جلوه ی خاص خویش را دارد و از روح رنگ می گیرد و چون روح ها، بر 
 
خلاف غریزه ها،هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی وطعم و عطری ویژه ی خویش 
 
دارد، می توان گفتکه به شماره ی هر روحی ، دوست داشتنی هست.
 
عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است، اما دوست داشتن آرام و استوار و
 
پروقار و سر شار از نجابت.
 
عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های
 
دلخواه  را در  "دوست" می بیند و می یابدعشق یک فریب بزرگ و قوی است و
 
دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها  و مطلق.
 
عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن.
 
عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد.
 
 
باتشکر از عاشق ترین


نویسنده: وحـیـد
ساعت:
تاریخ:
سی ام مهر 1386

   


کاش میدانستی چه دردی در این صدا زدن ها نهفته

کاش می دیدی تمام اشتیاق و حسرتی که در پشت خیسی چشمانم

مات و مبهم به زنجیر کشیده شده

داغی اشکهایم گرمی نگاهت را بر گونه هایم حمل می کنند

دلم تنگ است

دلم برایت تنگ است

دلم برای با تو بودن تنگ است

میدانی....دلم برای حرف هایت

درد دلهایت

برای نوازش هایت ...

دلم بدجوری برایت تنگ شده

اشتیاق تلخ تمام  وجودم را در بر گرفته....

 

 


نویسنده: وحـیـد
ساعت:
تاریخ:
بیست و نهم مهر 1386

   


من از خدا خواستم،
نغمه هاي عشق مرا به گوشت
برساند تا   لبخند مرا
هرگز فراموش نكني و
ببيني كه سايه ام به
دنبالت است تا هرگز
نپنداري تنهايي.
ولي اكنون تو رفته اي ،
من هم خواهم رفت
فرق رفتن تو با من اين
است كه من شاهد رفتن تو هستم

 


نویسنده: وحـیـد
ساعت:
تاریخ:
بیست و نهم مهر 1386

   


دشت خواب با كوه هاي
آبي ، نه شعري نه
ميلادي
طلوعي بود كه  مغربش
گريه ميكرد
ستاره ها دل نداشتند كه
بخوابند
سوخته حتي خاكستر دشت
ستون ستون، حرمت ِ
احساس بي ريشه گي
قدم قدم، درد ِ بي
همخونان
بغض بغض زجر ِ من بودن


نویسنده: وحـیـد
ساعت:
تاریخ:
بیست و نهم مهر 1386

   


همه میپرسند
چیست در زمزمه مبهم آب
چیست در همهمه دلکش برگ
چیست در بازی آن ابر سپید
روی این آبی آرام بلند
که ترا می برد اینگونه به ژرفای خیال
چیست در خلوت خاموش کبوترها
چیست در کوشش بی حاصل موج
چیست در خنده جام
که تو چندین ساعت
مات و مبهوت به آن می نگری
نه به ابر
نه به آب
نه به برگ
نه به این آبی آرام بلند
نه به این خلوت خاموش کبوترها
نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام
من به این جمله نمی اندیشم
من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پک شقایق را در سینه کوه
صحبت چلچله ها را با صبح
بغض پاینده هستی را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل
همه را میشنوم
می بینم
من به این جمله نمی اندیشم
به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی
تک و تنها به تو می اندیشم
همه وقت
 همه جا

 

 

 


نویسنده: وحـیـد
ساعت:
تاریخ:
بیست و نهم مهر 1386

   


حسرت دیدار رویت قلب من آتش زده

قامتم را خم نموده عالمم بر هم زده

دیده گانم خون شده از بس که در هجرت گریست

این چه عشقی بود در جانم شراب مرگ ریخت

ناله هایم بی تو در عالم طنین افکن شده

هر که را دردل بود عشقی مرا همدم شده

مردم از بی تابی و افغان من بس خسته اند

داستان غصه هایم خوانده اند و بسته اند

ای عزیز دل بیا رحمی بکن بر حال من

بی تو در عالم غریبی گشته حسب الحال من

عالمی بر حال زارم گرید و تو غافلی 

جان من برگرد و بس کن انتظار عاشقی

وقت آن آمد که عاشق بر مراد دل رسد

 چونکه عاشق با غم عشقش به دلبر میرسد

 


نویسنده: وحـیـد
ساعت:
تاریخ:
بیست و هشتم مهر 1386

   


*مهــــربونم*

آرزوم بی تــــو محاله٫لحظه هام بی تــو سؤاله

بی تــــو مقصد خيلی دوره٫راه عشـقم بی عبوره

من نمی خوام تـو خيالم بگمت٫عاشقت هستم

دوست دارم که راستی راستی حس کنم٫تـــو را٫تو دستم

 

 

اکنون کارم سفر است

مسافری تنهایم
 
که در زبر کوله باری سنگین ،پشتم خم شده
 
و استخوانهایم به درد آمده است
 
و میروم و راه طولانی لحظه ها
 
در پیش رویم تا افق کشیده شده است
 
و از هر منزلی تا منزل دور دست دیگر ،لحظه ای است.
 
و این چنین من باید صد هزار ،میلیون ها  لحظه
 
را طی کنم.
 
تا برسم به یک روز.......

 

 


نویسنده: وحـیـد
ساعت:
تاریخ:
بیست و هشتم مهر 1386

   


  

دیشب تا صبح باران بارید

انگار خیال تو بود كه از آسمان می بارید

من از خیس شدن در باران نمی ترسم

دلیل بارش باران را نمی پرسم

آن روز كه دیدمت تا به امروز آسمان دلم ابریست

مثل آسمان امشب كه بارانیست

می دانم صبح كه شود آفتاب نمایان می شود

اما آیا دل من هم یك روز آفتابی می شود

حتی با سوسوی این چراغ در خزان

هنوز امید دارم امید به خدای مهربان

بوی حرمتت رنگی زده به یادمان

می دانم دوریت آتشی ست بر خانمان

بس به خاطر دلهای شكستمان

فقط بمان و بمان و بمان



نویسنده: وحـیـد
ساعت:
تاریخ:
بیست و هفتم مهر 1386

   


تا بهترین بهترینها برای شما .. باشید تا باشم .. ممنونم


نویسنده: وحـیـد
ساعت:
تاریخ:
بیست و ششم مهر 1386