دست عشق از دامن دل دور باد!
می توان آیا به دل دستور داد؟
می توان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد؟
موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟
آنکه دستور زبان عشق را
بیگزاره در نهاد ما نهاد
خوب میدانست تیغ تیز را
در کف مستی نمی بایست داد

نویسنده: وحید
ساعت: 13:37
تاریخ: هفتم تیر 1388
اسم من چیست؟ خدایا چه کنم؟ یادم نیست !
امشب آماده شدم تا چه کنم ؟ یادم نیست !
این نوشته اثر کیست؟ که من می خوانم
اسم او چیست؟ خدایا چه کنم ؟ یادم نیست !
من که همسایه نزدیک شقایق بودم
پا شدم آمدم اینجا چه کنم؟ یادم نیست !

نویسنده: وحید
ساعت: 19:45
تاریخ: بیست و نهم خرداد 1388