بودیم و کسی پاس نمیداشت که هستیم ، باشد که نباشیم و بدانند که بودیم .
خدانگهدار
ساعت: 2 بعد از ظهر
تاریخ: شنبه 3 دی1390

صدایم خیس و بارانی است
نمی دانم چرا در قلب من
پاییز طولانی است
امکانات
صفحه ی اول
پست الکترونیک
آ ر شـ
یـ و
90/10/01 - 90/10/30
90/05/01 - 90/05/31
90/04/01 - 90/04/31
90/02/01 - 90/02/31
90/01/01 - 90/01/31
89/12/01 - 89/12/29
89/11/01 - 89/11/30
89/10/01 - 89/10/30
89/09/01 - 89/09/30
89/08/01 - 89/08/30
89/07/01 - 89/07/30
89/06/01 - 89/06/31
89/05/01 - 89/05/31
89/04/01 - 89/04/31
89/03/01 - 89/03/31
89/02/01 - 89/02/31
89/01/01 - 89/01/31
88/12/01 - 88/12/29
88/11/01 - 88/11/30
88/10/01 - 88/10/30
88/09/01 - 88/09/30
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
آرشيو
لـ یـ نـ ک هـ ا
آواز ققنوس
یه دختر شیطون بلا
دلکــــــده
پهلوان خورشید
ماه تى تى
بی بهانه ببار
لیلی کوچولو
پر از عشق
شبنم پاییزی
اقـلیم وجود
تمام رویای من است
رنــگ بــــاران
طلسم تنهایی
دل من و دل تو
حــــرف دل
پروانه هاي عاشق
بردي از يادم
تا تو هستی
سوم تجربی متقلب
ســـایه
استاد علیرضا افتخاری
قروقاطي
و این منم ...زنی تنها
.دهکده عاشقان من.
دختر بارونی
نبش قبر
زندگی زیبا
دنياي فريبنده
تبسمـــ مبهـــــم
دختران ونوس
رنگین کمان
¡ دور زدن ممنوع !
عشق پایدار
تماس با من
بودیم و کسی پاس نمیداشت که هستیم ، باشد که نباشیم و بدانند که بودیم .
خدانگهدار
این آخرین پست برای چند سال بودن توی این وبلاگ هست.
تو غم و شادی همراهم بود. این وبلاگ پر شده از تمام لحظه های یک آدم احساسی
که سالها کوشید تا کسی ازش رنجیده خاطر نباشه.سالها صادقانه و روراست بود
و همیشه هم از این رو راستی و ساده دلی ضربه خورد.این وبلاگ یادآور رنج های من بود،
شادی های من بود، اشک ها و رویاهای من بود...
امیدوارم هرکس که از این به بعد آرشیو این وبلاگ را میخونه، پی به حس درونی این متن ها ببره.
طی این سالها از طریق این وبلاگ دوستای خوبی پیداکردم که هیچکدوم ناراحتی برای من نداشتند...
شاید تنها دلیل بسته شدن این وبلاگ، خودم باشم... خودم که با همه تلاش هام
برای رضایت آدمای دوروبرم جز دورویی چیزی ندیدم... و شاید دهانی که بی موقع باز شد...
بی دلیل دلی رنجیدو کوششم رضایتشه...
این بد بیاری ها تقصیره من نبود


